28 Feb 2011

امام موسی صدر به ایران می رود


سرانجام معمر القذافی رفت. امام موسی صدر بعد از سی و چند سال که از همه چیز بی خبر بوده، به ایران برگشت. در فرودگاه روسای سه قوه، به استقبال او رفتند و گروهی از اعضای خانواده اش از جمله صادق طباطبایی، حسن خمینی، علی اشراقی، زهرا اشراقی منتظرش شدند و صدها حزب اللهی که شعار لبنان پیروز است، اسرائیل نابود است، می دادند، اجتماع کردند. بعد از پایان مراسم استقبال، امام موسی صدر که قرار بود، توسط نماینده رهبری به دیدار او برود، به حسن خمینی گفت قبل از هر چیز می خواهد با خانواده اش دیدار کند و به دیدن دوستانش برود.
حسن خمینی: حاج آقا موسی! دلت می خواد کی رو ببینی؟
موسی صدر: حاج آقا بهشتی، دلم براش تنگ شده.
حسن خمینی: خدا بیامرزدش، ایشون در انفجار منافقین کشته شد.
موسی صدر: عجب! پس بریم به پسرش و خانمش تسلیت بگیم.
حسن خمینی: پسرش تازه از زندان آزاد شده و ممنوع الملاقاته، نمی تونیم بریم خونه شون.
موسی صدر: واسه چی؟ خب بریم پیش احمد آقا خمینی، اون دستور بده می ذارن بریم ملاقاتشون.
حسن خمینی: خدا ابوی رو رحمت کنه، بابا احمدم هم کشته شد.
موسی صدر: اونم توی انفجار منافقین کشته شد؟
حسن خمینی: نه، اون رو وزارت اطلاعات کشت.
موسی صدر: وزارت اطلاعات یعنی همون ساواک؟ یعنی ساواک هنوز قدرت داره که انقلابیون رو از بین ببره؟

22 Feb 2011

ســــــــــــــــــم

دختری ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولی هرگز نمی توانست با مادرشوهرش کنار بیاید و هر روز با هم جرو بحث می کردند.
عاقبت یک روز دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد تا سمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد!
داروساز گفت اگر سم خطرناکی به او بدهد و مادر شوهرش کشته شود، همه به او شک خواهند برد، پس معجونی به دختر داد و گفت که هر روز مقداری از آن را در غذای مادر شوهر بریزد تا سم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصیه کرد تا در این مدت با مادر شوهر مدارا کند تا کسی به او شک نکند.
دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقـداری از آن را در غـذای مادر شوهـر می ریخت و با مهربانی به او می داد

21 Feb 2011

پند الاغي


كشاورزی الاغ پیری داشت كه یك روز اتفاقی به درون یك چاه بدون آب افتاد. كشاورز هر 
چه سعی كرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد.

پس برای اینكه حیوان بیچاره زیاد زجر نكشد، كشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه 
را با خاك پر كنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود.

مردم با سطل روی سر الاغ خاك می ریختند اما الاغ هر بار خاك های روی بدنش را می 
تكاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاك زیر پایش بالا می آمد، سعی می كرد روی خاك ها 
بایستد.

روستایی ها همینطور به زنده به گور كردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور 
به بالا آمدن ادامه داد تا اینكه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از 
چاه بیرون آمد ...

حاجي‌آقا



بچه‌های حاجی به وصیت پدر عمل کرده‌اند




در كتاب حاجي‌آقا نوشته صادق هدايت (1945)، حاجي به كوچك‌ترين فرزندش درباره نحوه كسب موفقيت در ايران نصيحت مي‌كند:

توي دنيا دو طبقه مردم هستند؛ بچاپ و چاپيده؛ اگر نمي‌خواهي جزو چاپيده‌ها باشي، سعي كن كه ديگران را بچاپي ! سواد زيادي لازم نيست، آدم را ديوانه مي‌كنه و از زندگي عقب مي‌اندازه! فقط سر درس حساب و سياق دقت بكن! چهار عمل اصلي را كه ياد گرفتي، كافي است، تا بتواني حساب پول را نگه‌داري و كلاه سرت نره، فهميدي؟ حساب مهمه! بايد كاسبي ياد بگيري، با مردم طرف بشي، از من مي‌شنوي برو بند كفش تو سيني بگذار و بفروش، خيلي بهتره تا بري كتاب جامع عباسي را ياد بگيري!

17 Feb 2011

The Queen and I (would like to see)

When Nahid Persson Sarvestani, an Iranian exile, set out to make a documentary about Empress Farah Pahlavi, the wife of the Shah of Iran, she expected to encounter her opposite. As a child, Persson Sarvestani had lived in dire poverty, watching Pahlavi’s royal wedding as if it were a fairy tale. She joined the Communist faction of Khomeini’s revolution that deposed the Shah when she was a teenager, sending him and his family volleying from country to country. When Khomeini betrayed his promise for democracy, imposing even more violent measures, Persson Sarvestani was forced to flee as well. 30 years later, she needs key questions answered and goes directly to the source. Surprisingly, Empress Farah welcomes her as a fellow refugee from their beloved homeland, granting unprecedented access. Over the next year and a half, Persson Sarvestani enters the queen’s world, planning to challenge the shah’s ideology; instead, she must rethink her own




امنیت در وب یکی‌ از مطالب مهمی‌ است که هرکسی بایستی رعایت کند و همانطور که در مطالب پیشین به امنیت در فیسبوک و گوگل اشاره کردیم ، امروز هم بنا بر درخواست شما می خواهیم یک مورد دیگر از امنیت در فیسبوک را به شما آموزش دهیم.
این روش و امکانی که فیسبوک در اختیار شما قرار می دهد، باعث میشود تمام اطلاعات شما و هر ارسال و دریافتی که در فیسبوک خواهید داشت بصورت رمز شده در بیاید و اطلاعات شما مثلا وقتی‌ به دوست خود “سلام” می‌کنید در فیسبوک بصورت حروف ناخوانده و رمز شده برای آی اس پی و اینترنت در میآید اما برای دوست شما همان “سلام” نمایش خواهد شد.
برای شروع ابتدا سمت راست بالا منوی کشویی
 “Account” را باز کنید و سپس “Account Settings”
 را انتخاب کنید.

Surprise! Man proposes to girlfriend with bus ad Larger-than-life question popped during a Valentine's Day lunch date


An Ohio woman has said yes to a marriage proposal that arrived by bus.
Laura Kalamets looked out a Canton restaurant window during a Valentine's Day lunch with her boyfriend and saw a public bus with an ad on its side that read: "Laura, Will You Marry Me?" It was signed "Mark" and included in smaller letters the words "and make me the happiest man in the world."
Kalamets says she thought she'd have a heart attack.

15 Feb 2011

گلایه یک ایرانی از بازماندگان خاندان پهلوی

با درود 
گلایه یک ایرانی از بازماندگان خاندان پهلوی
نخست قبل از آغاز سخنم باید بگویم که من به عنوان یک ایرانی از محمد رضا شاه و رضا شاه برای تلاششان در سازندگی و آبادانی کشورم سپاسگزارم زیرا برای من ارزش این دو مرد نهفته در کارنامه آنهاست که زیر بنای ایران نوین را پایه نهادند ولی علیرقم تمامی خدماتی که شاه و رضا شاه به کشورم کردند از بازماندگان خاندان پهلوی به سختی گله مندم چون گویی به جز نام خانوادگی هیچ نشان نیکی از نیاکانشان به ارث نبردند.

هر گاه پیشوند شاهزاده همراه نام کسی می آید مردم انتظار رفتاری همگام با این واژه را دارند زیرا شاهزاده یعنی کسی که باید الگو رفتاری نمونه در گرامیداشت فرهنگ کشورش باشد و با این نکته گلایه ام را با رضا آغاز میکنم که بر خلاف وظیفه اش در پاسداری از فرهنگ ایرانی نکوشیده و نامهای تازی «نور - ایمان - فرح» را برای هر سه فرزندانش برگزيده‌ است.

آیا این گزینش در شأن شاهزاده ای است که از کودکی برای پادشاهی ایران آموزش دیده و پرورش شده؟ آیا هیچ سلطان یا شیخ عربی را میشناسید که برای یکایک فرزندانشان نامهای فرانسوی برگزیند؟ حداقل شاه فقید نامهای ایرانی شهناز و لیلا را بر دخترانش نهاد اما گویی رضا از بیخ عرب است! آیا شاهزاده ما از ستیز تازیان با تمدن پارسی بیخبرند که حتی نام یکی از فرزندانش را از نامهای ایرانی بر نگزیند؟ آیا این ژرف نادانی کسی را که امید به رهبری ایرانیان را دارد نمیرساند؟

11 Feb 2011

File Sharing With OS X 10.5 - Introduction to File Sharing With Your Mac



File Sharing With OS X 10.5 - Introduction to File Sharing With Your Mac




Windows XP Network Places displaying the shared Mac folders.

Microsoft product screen shot reprinted with permission from Microsoft Corporation


Setting up Leopard (OS X 10.5) to share files with a PC running Windows XP is a fairly straightforward process, but like any networking task, it's helpful to understand how the underlying process works.


Beginning with Leopard, Apple reconfigured the way Windows file sharing is set up. Instead of having separate Mac file sharing and Windows file sharing control panels, Apple placed all file sharing processes in one system preference, making it easy to set up and configure file sharing.


In ‘File Sharing With OS X 10.5 - Share Mac Files with Windows XP’ we will take you through the entire process of configuring your Mac to share files with a PC. We'll also describe some of the basic issues you may encounter along the way.
What You Will Need

A Mac running OS X 10.5 or later.


A PC running Windows XP. These instructions are for Windows XP with Service Pack 3 installed, but they should work for any version of Windows XP.


Administrative access to both the Windows XP computer and the Mac computer.


About a half hour of your time.


Oh, and some files you wish to share.

به امید آزادی


وطن از همایون شجریان


وطن
خواننده با آهنگساز : همایون شجریان

آهنگ: سعید فرجپوری
آواز: همـایون شجـریان
کلام: سیاوش کسرایی
 
دانلود کنید      اینجا
وطن! وطن! نظر فکن به من که من
به هر کجا، غریب‌وار که زیر آسمان دیگری غنوده‌ام
همیشه با تو بوده‌ام همیشه با تو بوده‌ام

اگر که حال پرسی‌ام تو نیک می‌شناسی‌ام
من از درون قصه‌ها و غصه‌ها برآمدم
چه غمگنانه سال‌ها که بال‌ها زدم به روی بحر بی‌کناره‌ات
که در خروش آمدی به جنب و جوش آمدی

به اوج رفت موج‌های تو
که یاد باد اوج‌های تو
کنون اگر ز خنجری میان کتف خسته‌ام
اگر که ایستاده‌ام و یا ز پا فتاده‌ام
برای تو، به راه تو شکسته‌ام

سپاه عشق در پی است
شرار و شور کارساز با وی است
دریچه‌های قلب باز کن
سرود شب شکاف آن ز چار سوی این جهان
کنون به گوش می‌رسد
من این سرود ناشنیده را به خون خود سروده‌ام

وطن! وطن! تو سبز جاودان بمان که من
پرنده‌ای مهاجرم که از فراز باغ باصفای تو
به دوردست مه‌گرفته پر گشوده‌ام


تست احساسات



این تست از کتاب" كوكولوژي" اثر «تاداهياكو ناگاوو» و « ايسامو سايتو» که بازي‌هاي جذاب و سرگرم‌كننده خودشناسي و روان‌شناسي را دربردارد، انتخاب شده اين كتاب توسط چكاد سرامي و شاهين دهقان ترجمه شده است.
كوكولوژي (
kokology) تركيب دو واژه كوكورو (kokoro) به معناي ذهن، روح و احساسات در زبان ژاپني و لوژي (logia) به معناي شناختن و مطالعه به زبان يوناني است.
مطالب و مباحث اين كتاب براي هر فردي در سنين مختلف جذاب خواهد بود و به همين دليل يكي از پرفروش‌ترين كتاب‌ها در دو كشور آمريكا و ژاپن بوده است.
پرنده آبی
روزی پرنده ای آبی رنگ ناگهان از پنجره وارد اتاق شما میشود و در آنجا به دام می افتد.
چیزی در این پرنده شما را به خود جذب میکند و تصمیم میگیرید آن را نگه دارید.
اما روز بعد در عین شگفتی متوجه میشید رنگ پرنده از آبی به زرد تغییر کرده است.
این پرنده استثنایی دوباره تغییر رنگ می دهد و در صبح روز سوم به رنگ قرمز روشن در می آید و در روز چهارم سیاه رنگ است.

سوال؟

اکنون روز پنجم است، وقتی از خواب برمی خیزید این پرنده چه رنگی است؟
1. پرنده تغییر رنگ نمی دهد و سیاه باقی می ماند.
2. پرنده به رنگ آبی که در ابتدا داشت باز میگردد.
3. پرنده سفید می شود.
4. پرنده طلایی می شود.

جواب ها باید در همین 4 جواب بالا جستجو بشه و رنگ های دیگه مثل سبز ، بنفش ، زرد و بی رنگ مد نظر نیست.

خوب فکر کنید، هر وقت به نتیجه رسیدید پایین این ایمیل رو بخونید
با توجه به توضیحات بالا باید متوجه شده باشید که به هیچ وجه سرکاری نیست.
پس با احساس خودتون جواب بدید و بعد جواب رو ببینید!

فرشی شگفت انگیز از گل ؛ نه با تار و پود

 

اگر عاشق گل و گیاه هستید مسلما عاشق این فرش گل هم می شوید که همه ساله در بروکسل پهن میشود. تاریخچه ابتکار این فرش زیبا که در محیطی بزرگ در مقابل ساختمان شهرداری و در میدان اصلی بروکسل جایگاه سنت دوسالانه اش شده، به سال 1971 بر می گردد که در حال حاضر به یکی از جاذبه های توریستی بروکسل، پایتخت بلژیک تبدیل شده است.

امسال نیز در اکتبر 2010 این فرش گسترده شد که صدها باغبان باتجربه و علاقه مند 700.000 گل زیبا برنگ های صورتی، قرمز، زرد و ... را در گلفرش بروکسل استفاده کردند. گفتنی است هزینه این مجموعه ی پوشیده از گل 3 میلیون یورو برآورد شده است.





4 Feb 2011

عاشق بودن هنر است


ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش
بر در دل روز و شب منتظر یار باش
دلبر تو جاودان بر در دل حاضر است
روزن دل برگشا حاضر و هشيار باش
نيست کس آگه که يار کی بنمايد جمال
ليک تو باری به نقد ساخته ی کار باش
لشگر خواب آورند بر دل و جانت شکست
شب همه شب همدم ديده ی بيدار باش
گر دل و جان تو را در بقا آرزوست
دم مزن و در فنا همدم عطار باش


Ten Simple Guidelines for Choosing the Perfect CMS


 

1. The CMS you choose should be really good at whatever the main function of your website is.
What do you want your website to do? Is it going to be primarily a static website, like an online brochure? Or is it going to be a fully-functioning ecommerce site? Or maybe it’s going to be really media-heavy with tons of videos, photos, and audio files. Or is a blog going to be the primary focus?
Whatever your site’s primary function is going to be, you need to define it and then find a CMS that does that particular thing really, really well. If blogging is the main focus of the site, then use a blog platform. If images and video are the main focus, then you need to find a CMS that either has great support for media built-in or has great plugins for enabling those functions. If your site is going to focus on an online store, then the platform you choose needs to be able to seamlessly integrate that online store without a ton of extra work.

1 Feb 2011

جواب هاي عجيب الخلقه


گاها در معلمي اتفاق هاي مي افتد كه در ديگر مشاغل به ندرت يافت ميشود و اين خود باعث متنوع شدن روزهاي كاري مي باشد در حالي كه كارهاي ديگر بخصوص مشاغل كارمندي كاملا يكنواخت و بي روح و تكرار وار هست.


يكي از اين اتفاق ها جواب هاي عجيب الخلقه دانش آموزان در برگه امتحاني مي باشد كه گاهي آدم به خودش ميگه بقول فيلم مارمولك نمي دونم اينها رو از كجاشون در ميارن براي مثال و تفريح چند نمونه كه براي خودم موقع تصحيح برگه پيش آمده يا همكاران ديگر براي شما نقل ميكنم:


 وقتي سر آهني شيشه مربا باز نمي شود چكار بايد كرد؟ (ج: طبق قانون انبساط كه در كتاب هم هست بايد مي نوشت زير آب گرم بگيرم)