26 Oct 2011

آموزش کامل تنظیمات فیس‌بوک


استفاده مکرر از شبکه های اجتماعی بدون توجه به امنیت اطلاعات موجود در آن نکته ای است که ممکن است کاربران استفاده کننده از آن را در صورت عدم توجه در آینده دچار مشکلاتی کند و چون اغلب منابع آموزشی در اینخصوص بصورت زبان اصلی می باشند در این مقاله سعی میکنیم زوایایی که باید در نگهداری و حفظ اطلاعات پروفایل  به آن توجه کرد را شرح دهیم، امیدوارم فارسی زبانان عزیز در تمام دنیا حداقل با آگاهی از این موارد بهتر در این فضای عمومی شرکت کرده و اطلاعات خود را با دیگران به اشتراک بگذارند.
ذکر این نکته ضروری است که با توجه به اینکه اغلب سایتهای اجتماعی مانند فیس بوک بنا به مصلحت و قانونهای عمومی فیلتر شده و بصورت آزاد در اختیار عموم نیست اما آموزش برخورد با این سایت و حفظ چارچوبهای شخصی نکته ای است که باید برای افرادی که از طرق مختلف به این سایتها دسترسی دارند باز شده و مورد تحلیل قرار گیرد تا با توجه به نداشتن آموزشهای لازم در اینخصوص مشکلات اجتماعی احتمالی بیشتر نگردد.
 مدتی است شبکه اجتماعی فیس بوک بدلیل رقابت با گوگل و بدون توجه به فرهنگ و محدودیتهای بسیار مخاطبین خود در تمام دنیا،بصورت گسترده و سریع اقدام به تغییر وسیع در سطوح دسترسیها، امنیت، نحوه انتشار  و تغییرات در تنظیمات پروفایل کاربران خود نموده است که مشکلاتی را در این زمینه برای کاربران ایجاد کرده وباعث سردرگمی آنان شده است که در زیر به بعضی از تغییرات و نحوه تنظیم صحیح آنها اشاره خواهیم کرد:
در فرایند انتشار یک پست،یا یک عکس یا … در فیس بوک تعیین گروه مخاطب نقش اساسی را در چگونگی دریافت اطلاعات بعهده دارد به طوریکه آشنایی با گروهای اصلی از اولویتهای صحیح کار با این سایت است دوتا از مهمترین گروهای از قبل تعریف شده عبارتند از:
  •  گروه Friends: شامل تمامی دوستان شما هستند (کسانی که به طریقی با مجوز به صفحه شمادسترسی دارند)
  •  گروه Public : به همه افرادی که به اینترنت دسترسی دارند اطلاق میشود.
شما در هر بار انتشار میتوانید گروههای مخاطب خود را انتخاب نمائید و به افراد یا گروه خاصی دسترسی دهید،توجه به این امر می تواند دیدگاه شما را نسبت به هر پست و افراد مختلف اختصاص داده شده به آن مشخص نموده و هویت اطلاعات به  اشتراک گذاشته شما را برای مخاطبین هویدا نماید.
اگر تا کنون به این امر توجه نداشته اید و احتمال انتشار اطلاعات را به افرادی غیر از دوستان خود داده اید بهتر است موارد زیر را دنبال کنید:

21 Oct 2011

خوابیدن مهمترین فعالیت شما در زندگیست!

ساعت 11 شب بدنتان در چه وضعی است؟
12 شب یا 3 نیمه شب چطور؟
برای سالم زیستن، باید خواب راحت و آرامی داشته باشید.

به موارد زیر دقت کنید تا اهمیت خوابیدن برای شما روشن گردد:
ساعت 9 تا 11 شب:
زمانی است برای از بین بردن مواد سمی و غیر ضروری که این عملیات توسط آنتی اکسیدان ها انجام می شود. در این ساعت بهتر است بدن در حال آرامش باشد. در غیر این صورت اثر منفی بر روی سلامتی خود گذاشته اید.

18 Oct 2011

رهایی از استرسها


بخونيم و حتما عمل کنیم که به همین سادگی تغییری بزرگ رو تجربه کنیم




اول اینکه از استرسهایتان
:حرف بزنید

یک آدم صبور و دهن‌قرص، گیر بیاورید و کل بدبختی‌ها و جفتکهایی که از "الاغ زندگی" خورده‌اید را با او تقسیم کنید…

بازگو کردن مشکلات، وزن آنها را کم میکند… علاوه بر آن معمولا وقتی سفره دلتان را جلو کسی باز می‌کنید، اوهم سفره خودش را برایتان باز میکند و یحتمل می فهمید که شما در این دنیا، تنها آدم کتک خورده نیستید... و این یعنی آرامش..
دوم اینکه فقط به زمان حال فکر کنید:

گذشته‌تان و آینده‌تان را خیلی جدی نگیرید…
اصلا پاپیچ خرابکاریها و کوتاهی‌هایی که در گذشته در حق خودتان کرده‌اید، نشوید.

همه همینطور بوده‌اند وانگشت فرو کردن در زخمهای قدیمی، هیچ فایده‌ای جز چرکی شدن آنها ندارد.

آینده را هم که رسما باید به هیچ کجایتان حساب نیاورید.

ترس از حوادث و رخدادهای احتمالی، حماقت محض است..
فکر هر چیزی، از خود آن چیز معمولا سخت‌تر و دردناک‌تر است…

7 Oct 2011

ماساژ دستها و پاها و اثرات آنها

اعضای بدن شما گيرنده‌های قابل لمسی در كف پاها دارند كه با ماساژ دادن اين نقاط، می‌توانيد از دردها و خستگی‌های آن اعضا بكاهيد






در زير ارگان‌های مربوط به هر كدام از پاهايتان را می‌بينيد ، قلب با پای چپ در ارتباط است



و اما دست

بیایید چشمه باشیم




استاد شاگردانش را به يک گردش تفريحي به کوهستان برده بود بعد از يک پياده روي طولاني همه خسته و تشنه در کنار چشمه اي نشستند و تصميم گرفتند استراحت کنند.
استاد به هر يک از انها ليواني آب داد و از آنها خواست قبل از نوشيدن آب يک مشت نمک درون ليوان بريزند .
شاگردان هم همين کار را کردند ولي هيچ يک نتوانستند آب را بنوشند چون که خيلي شور شده بود.
بعد استاد مشتي نمک را داخل چشمه ريخت و از آنها خواست از آب چشمه بنوشند و همه از آب گواراي چشمه نوشيدند.
استاد پرسيد : آيا آب چشمه هم شور بود و همه گفتند نه آب بسيار خوش طعمي بود .
استاد گفت: رنج هايي که در اين دنيا براي شما در نظر گرفته شده است نيز همين مشت نمک است نه بيشتر و نه کمتر .اين بستگي به شما دارد که ليوان آب باشيد يا چشمه که بتواند رنج ها را در خود حل کنند .
پس سعي کنيد چشمه باشيد تا بر رنج ها فائق آئيد

قلب کوچولوی من - نادر ابراهیمی


من قلب کوچولویی دارم؛ خیلی کوچولو

آنقدر از این داستان نادر ابراهیمی لذت بردم که حیفم آمد آنرا با شما تقسیم نکنم.

من قلب کوچولویی دارم؛ خیلی کوچولو؛ خیلی خیلی کوچولو.

مادربزرگم می‌گوید: قلب آدم نباید خالی بماند. اگر خالی بماند،‌مثل گلدان خالی زشت است و آدم را اذیت می‌کند.

3 Oct 2011

از نامه های بابا لنگ دراز به جودی ابوت



جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و زندگی را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که درافق دوردست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آن قدرخسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگرهم برسند ناگهان خود را در پایان خط می بینند. درحالی که نه به مسیر توجه داشته اند و نه لذتی از آن برده اند. دیر یا زود آدم پیر و خسته می شود درحالی که از اطراف خود غافل بوده است. آن وقت دیگر رسیدن به آرزوها و اهداف هم برایش بی تفاوت می شود و فقط او می ماند و یک خستگی بی لذت و فرصت وزمانی که ازدست رفته و به دست نخواهد آمد. ... جودی عزیزم! درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته می شویم. هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود. پس هرکسی را بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم دردلش ثبت شویم.
دوستدارتو : بابالنگ دراز

22 Sept 2011

دانلود تیتراژ سریال عشق ممنوع


دانلود تیتراژ سریال عشق ممنوع 
- دانلود آهنگ تیتراژ بسیار زیبای سریال عشق ممنوع با کیفیت اورجینال - ۳٫۴ مگابایت - کلیک کنید
- دانلود موزیک متن شماره یک سریال عشق ممنوع - کلیک کنید -
- دانلود موزیک متن شماره دو سریال عشق ممنوع - کلیک کنید-

2 Aug 2011

28 Jul 2011

تو که قیمت همه چیز و با پول می سنجی تا حالا شده از خدا بپرسی : ...


چند می ارزه؟

اگه به یه آدم بزرگ (آدم بزرگ با مفهوم کتاب شازده کوچولو) بگی یه خونه دیدم که جلوی پنجره هاش پر بود از گل های بنفشه و تو حیاطش یه حوض کوچک و یه فواره داشت و پروانه ها از این گل رو اون گل می نشستند و صدای پرنده ها به گوش می رسید، براش قابل درک نیست که شما از چه خونه ای حرف می زنید ولی اگر بهش بگین یه خونه دیدم که دو میلیارد و نهصد میلیون تومن قیمتش بود فورا میگن: " عجب خونه ای" ........
آدم بزرگا اینجورین دیگه،‌ فقط عدد و قیمت سرشون میشه
اگه بهشون بگی با یه دختری ازدواج کردم که از صدای آبشار خوشش میاد و از نقاشی لذت میبره و موسیقی آروم گوش می کنه ،‌ با بی تفاوتی شونه هاشون رو بالا می اندازند ولی اگه بگی با یکی ازدواج کردم که بیست و چهار سالشه و حقوقش ماهی هفت میلیونه و دو تا ماشین داره،‌ باباش سرمایه داره و یک خونه آنچنانی بی درنگ 
میگه: " وااااااااااااااااای عجب خانمی گیرت اومده" ........ آدم بزرگا اینطوریند دیگه همه چیز رو با قیمت و عدد و رقم می شناسند و درک می کنند ، برا همین همش باید همه چیز رو براشون توضیح بدی،‌ که این از حوصله بچه ها خارجه...

12 Jun 2011

قورباغه ها


Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... Who arranged a running competition.
روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با
هم مسابقه ی دو بدند .
The goal was to reach the top of a very high tower. 
هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود .
A big crowd had gathered around the tower to see the race and cheer on the contestants. ...
جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند ...
The race began....
و مسابقه شروع شد ....
Honestly,no one in crowd really believed that the tiny frogs would reach the top of the tower. 
راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتوانند به نوک برج برسند .
You heard statements such as: 
شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید :

9 Jun 2011

داستان اثر گذار بز خود را بکش



روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر بودند.در یکی ازسفرهایشان در بیابانی گم شدند و تا آمدند راهی پیدا کنند شب فرا رسید.
ناگهان از دور نوری دیدند وبا شتاب به سمت آن رفتند. دیدند زنی در چادر محقری با چند فرزند خود زندگی می کند .آنها آن شب را مهمان او شدند و او نیز از شیر تنها بزی که داشت به آنها داد.
روز بعد مرید و مرشد از زن تشکر کردند و به راه خود ادامه دادند.در مسیر مرید همواره در فکر زن بود و اینکه چگونه فقط با یک بز زندگی را می گذراندو ای کاش قادر بود به آن زن کمک کند.
تا اینکه قضیه را به مرشد گفت .مرشد فرزانه پس از کمی تامل پاسخ داد :
اگر میخواهی به آنان واقعا کمک کنی برگرد و بزشان را بکش.
مرید ابتدا بسیار متعجب شد ولی از آن جا که به مرشد خود ایمان داشت چیزی نگفت و برگشت و شبانه بز را در تاریکی کشت و از آنجا دور شد.........سالهای سال گذشت و مرید همواره در این فکر بود که بر سر آن زن و بچه ها چه آمد.

بهره برداری از عیوب


یک پیرزن چینی دوکوزۀ آب داشت که آنها را به دو سر چوبی که روی دوشش می گذاشت، آویخته بود و از این کوزه ها برای آوردن آب از جویبار استفاده می کرد.
یکی از این کوزه ها ترک داشت ، در حالی که کوزه دیگر بی عیب و سالم بود و همۀ آب را در خود نگه می داشت .
هر بار که زن پس از پرکردن کوزه ها ، راه دراز جویبار تا خانه را می پیمود ، آب از کوزه ای که ترک داشت چکه می کرد و زمانی که زن به خانه می رسید ، کوزه نیمه پر بود.
دو سال تمام ، هر روز زن این کار را انجام می داد و همیشه کوزه ای که ترک داشت، نیمی از آبش را در راه از دست 
می داد .
البته کوزۀ سالم و بدون ترک خیلی به خودش می بالید

27 May 2011

تو هماني که مي انديشي


کوه بلندي بود که لانه عقابي با چهار تخم، بر بلنداي آن قرار داشت.
يک روز زلزله اي کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که يکي از تخم ها از دامنه کوه به پايين بلغزد.
بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه اي رسيد که پر از مرغ و خروس بود.
مرغ و خروس ها مي دانستند که بايد از اين تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پيري داوطلب شد تا روي آن بنشيند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنيا بيايد.

21 May 2011

ای دل شکایت​ها مکن




ای دل شکایت​ها مکن تا نشنود دلدار من

ای دل نمی​ترسی مگر از یار بی​زنهار من

ای دل مرو در خون من در اشک چون جیحون من

نشنیده​ای شب تا سحر آن ناله​های زار من

گفتم امانم ده به جان خواهم که باشی این زمان

تو سرده و من سرگران ای ساقی خمار من

گفتم منم در دام تو چون گم شوم بی​جام تو

بفروش یک جامم به جان وانگه ببین بازار من


19 May 2011

پرتقالت متشکرم .


جنایت کاری که یک آدم را کشته بود، در حال فرار و آوارگی، با لباس ژنده و پر گرد و خاک و دست و صورت کثیف، خسته و کوفته ، به یک دهکده رسید.
چند روزی چیزی نخورده و بسیار گرسنه بود.
او جلوی مغازه میوه فروشی ایستاد و به پرتقال های بزرگ و تازه خیره شد.
اما بی پول بود.
بخاطر همین دو دل بود که پرتقال را به زور از میوه فروش بگیرد یا آن را گدائی کند.
دستش توی جیبش تیغه چاقو را لمس می کرد که به یکباره پرتقالی را جلوی چمشش دید.
بی اختیار چاقو را در جیب خود رها کرد و.... پرتقال را از دست مرد میوه فروش گرفت.
میوه فروش گفت : بخور نوش جانت ، پول نمی خواهم

سرنوشت یک زنبور



يکي بود يکي نبود، غير از خدا هيچکس نبود
در يک چمنزاري خرها و زنبورها زندگي ميکردند.روزي از روزها خري براي خوردن علف به چمنزار ميآيد و مشغول خوردن ميشود.از قضا گل کوچکي را که زنبوري در بين گلهاي کوچکش مشغول مکيدن شيره بود، ميکند و زنبور بيچاره که خود را بين دندانهاي خر اسير و مردني ميبيند، زبان خر را نيش ميزند و تا خر دهان باز ميکند او نيز از لاي دندانهايش بيرون ميپرد.خر که زبانش باد کرده و سرخ شده و درد ميکرد، عرعر کنان و عربده کشان زنبور را دنبال 
ميکند. زنبور به کندويشان پناه ميبرد.

12 May 2011

In Prison...At Work (joke)

IN PRISON...you spend the majority of your time in an 8x10 cell. 
AT WORK...you spend most of your time in a 6x8 cubicle.

IN PRISON...you get three meals a day.
AT WORK...you only get a break for one meal and you have to pay for it.

IN PRISON...you get time off for good behavior.
AT WORK...you get rewarded for good behavior with more work.

IN PRISON...a guard locks and unlocks all the doors for you.
AT WORK...you must carry around a security card and unlock and open all the doors yourself.

10 May 2011

«مهم‌ترين بخش»


در گذشته مادرم مكرراً از من مي‌پرسيد چه قسمتي از بدن مهم است؟ در آن سال‌ها حدس‌هايي مي‌زدم و فكر مي‌كردم درست است.
وقتي جوان بودم فكر مي‌كردم شنوايي براي انسان مهم است، در نتيجه به مادرم گفتم: «مادر گوش‌ها مهم هستند». او جواب داد: «نه، چندان مهم نيستند، چون خيلي از مردم كر هستند. ولي به فكر كردنت ادامه بده چرا كه اين سؤال را دوباره از تو خواهم كرد».
چند سالي گذشت و دوباره از من سؤال كرد. همانند گذشته، سعي كردم جواب درستي بدهم. به اين دليل به او گفتم: «مادر، بينايي براي همه مهم است، پس چشم‌هاي ما مهم‌ترين عضو بدنند». او نگاهي به من كرد و گفت: «يادگيري تو سريع است، ولي جواب اين سؤال اين نيست، زيرا كه بسياري از مردم كورند».
از اين سؤال گيج شده بودم. به تحصيلاتم ادامه دادم. مادم هر از چند سال دوباره سؤالش را تكرار مي‌كرد، ولي 
هميشه جوابش اين بود: «نه، ولي پسرم، هر سال باهوش‌تر مي‌شوي».

بزرگ‌ترین دارایی شما این است که بتوانید بیش از دیگران مقاومت کنید.


پيروزي يعني مداومت
« مداومت، آن کیفیت مهمي است 
که پیروزی‌تان را تضمین می‌کند ».

در سال 1895 آمریکا گرفتار یک کسادی وحشتناک بود. مردی که در « میدوست » زندگی می‌کرد، در جریان این بحران هتلش را از دست داد. او تصمیم گرفت کتابی بنویسد و به دیگران انگیزه و الهام بدهد تا به رغم دشواری که مردم با آن روبه‌رو بودند، تلاش خود را ادامه بدهند.
اسم او « اوریسون سوئت ماردن » بود. او اتاقی برای خود اجاره کرد و یک سال تمام شبانه روز به کار نوشتن این کتاب پرداخت. اسم کتاب را « حرکت به جلو » انتخاب کرد. شبی سرانجام آخرین صفحه کتابش را به انتها برد و خسته و گرسنه به خیابان رفت تا در یک کافه کوچک غذایی بخورد. در حالی که در حال صرف غذا بود، اتاقش آتش گرفت و کتابش که بالغ بر هشتصد صفحه بود در آتش سوخت.

چهار فصل زندگی ..............................



مردي چهار پسر داشت. آنها را به ترتيب به سراغ درخت گلابي اي فرستاد كه در فاصله

اي دور از خانه اش روييده بود. 

پسر اول در زمستان، دومي در بهار، سومي در تابستان و پسر چهارم در پاييز به كنار

درخت رفتند.

سپس پدر همه را فراخواند و از آنها خواست كه بر اساس آنچه ديده بودند درخت را

توصيف كنند.

پسر اول گفت: درخت زشتي بود، خميده و درهم پيچيده. 

پسر دوم گفت: نه ... درختي پوشيده از جوانه بود و پر از اميد شكفتن. 

پسر سوم گفت: نه ... درختي بود سرشار از شكوفه هاي زيبا و عطر آگين ... و

باشكوهترين صحنه اي بود كه تا به امروز ديده ام. 

پسر چهارم گفت: نه !!! درخت بالغي بود پر از ميوه ها ... پراز زندگي و زايش! 

قدر این خاطره را دریابیم.


شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟

9 May 2011

کدام یک برایتان مهمتر است!



پل به عنوان عیدی یک اتومبیل از برادرش دریافت کرده بود. شب هنگامی که از محل کارش بیرون آمد با پسر بچه ای برخورد کرد که دور و بر ماشین نو و براقش قدم میزد و آنرا تحسین میکرد.
وقتی پل نزدیک اتومبیل رسید پسر از او پرسید این ماشین مال شماست آقا؟؟؟
پل سرش را به علامت تایید تکان داد و گفت : برادرم آنرا به من عیدی داده است.
پسر با تعحب پرسید منظورتان این است که برادرتان این ماشین را همین جوری ، بدون اینکه پولی بگیرد به شما داده است؟؟؟؟ ای کاش...........
پل کاملا میدانست که پسر چه آرزویی می خواهد بکند. او میخواست آرزو کند ای کاش او هم چنین برادری داشت...
اما آن پسر چه آرزویی میخواهد بکند!!!؟!! او میخواست آرزو کند ای کاش او هم چنین برادری داشت.
اما آنچه که پسر گفت تمام وجود پل را لرزاند ، ، ، ، ، ای کاش من هم چنین برادری بشوم...
پل مات و مبهوت به پسر نگاه کرد و بی مقدمه گفت : دوست داری با آن دور بزنیم؟!
- بله دوست دارم

5 May 2011

جلوگیری از مزاحمت صفحه فیلترینگ

صفحه فیلترینگ صفحه ای آشنا برای کاربران ایرانی است. صفحه ای که در سال اخیر  با تغییراتی همراه بوده است و یکی از بدترین تغییرات این صفحه استفاده از جاوا اسکریپت و تغییر اجباری آدرس مرورگر و فرستادن کاربر به سایت پیوندهاست.  این جاوا اسکرپیت و تغییر اجباری باعث مشکلات متعددی برای کاربران می شود و فرض کنید حتی اگر شما مستقیما به سایتی فیلتر شده نرفته باشید و اگر سایتی که در حال مطالعه محتوا یا کار با آن هستند در فریم یا  اسکریپت از سایتهای دیگر استفاده کند مثلا تبلیغاتی نمایش دهد یا درخواستی برای نمایش اعضای سایت خود در فیس بوک یا تویتر نشان دهد باز هم این صفحه فیلترینگ نمایش و کاربر به صفحه پیوندها فرستاده می شود و تنها دلیلی که کاربران ایرانی آنچنان ای مزاحمت را حس نمی کنند Pop-up Blocker مرورگر است.
این تغییر اجباری آدرس مرورگر اگر برای کاربر ایرانی مشکل ساز است برای سایت پیوندها منفعت داشته و باعث افزایش ترافیک آن شده است در حالیکه عملا کاربران به خواسته خود وارد این سایت نشده اند.

3 May 2011

Lessons of life



A wise man once sat in the audience & cracked a joke.
All laughed like crazy. After a moment he cracked the same joke again and a little less people laughed this time. 

He cracked the same joke again & again, when there was no laughter in the crowd,
he smiled and said:
"When u can't laugh on the same joke again & again, then why do u keep crying over the same thing over and over again.

2 May 2011

داستانی آموزنده ..............................!





یک روز خانواده ی لاک پشتها تصمیم گرفتند که به پیکنیک بروند.

از آنجا که لاک پشت ها به صورت طبیعی در همه ی موارد یواش عمل می کنند، هفت

سال طول کشید تابرای سفرشون آماده بشن!

در نهایت خانواده ی لاک پشت خانه را برای پیدا کردن یک جای مناسب ترک کردند.

در سال دوم سفرشان (بالاخره) پیداش کردند. برای مدتی حدود شش ماه محوطه رو

تمیز کردند، و سبد پیکنیک رو باز کردند، و مقدمات رو آماده کردند. بعد فهمیدند که

نمک نیاوردند!

19 Apr 2011

امان از ما



همين چند هفته پيش بود که يک ايراني داخل بانک در منهتن نيويورک شد ويک شماره از دستگاه گرفت.



وقتي شماره اش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پيش کارشناس بانک رفت


و گفت که براي مدت دو هفته قصد سفر تجاري به اروپا را داره و به همين دليل نياز به يک وام فوري بمبلغ 5000 دلار داره

17 Mar 2011

قمپز در کردن


قمپز در کردن به گفته علامه دهخدا به معنی :" دعاوی دروغین کردن ، بالیدن نابجا و فخر و مباهات بی مورد کردن " است . 

15 Mar 2011

رازهای نهفته در درون شما


بینی شما قسمتهای راست و چپ دارد که هر دو قسمت برای تنفس تان بکار میروند، اما در حقیقت دو سوراخ بینی شما متفاوتند و شما میتوانید این تفاوت را حس کنید. حفره سمت راست بینی، نشانگر خورشید و حفره سمت چپ نشانگر ماه است.



وقتی سردرد دارید، سعی کنید که حفره سمت راست بینی تان را ببنیدید و برای تنفس کردن تنها از حفره سمت چپ استفاده کنید. خواهید دید که بعد از پنج دقیقه سردرد شما خوب خواهد شد

9 Mar 2011

اوس اصغر



اوس اصغر به دخترش شبنم، گفت، بنشین که صحبتی دارم ،

شاکی ام ، دلخورم ، پکر شده ام،

چون که امروز با خبر شده ام،
که تو در کوچه ای همین اطراف،
با جوانی جُلنبر و الاف،
سخت سرگرم گفت و گو بودی ،
چه شنیدی از او ؟ چه فرمودی؟
رفته بالا فشارم ای گاگول،
سکته کرده ام مطابق معمول،
ای پدر سوخته ، بدم الان ،
پدرت را درآورد مامان،
میروی "داف" میشوی حالا؟
فکر کردی که من هویجم ، ها؟
بزنم توی پوز تو همچین،
که بیاید فکت به کُل پایین؟
دخترم جامعه خطرناک است،
بچه ای تو ، مخت هنوز آک است،
آن پدر سوخته چه می نالید؟
بر سرت داشت شیره می مالید؟
بست لابد برای تو خالی،
وای از این عشقهای پوشالی!
شبنم آنگاه بعد از این صحبت ،
گفت بابا خیالتان راحت ،
من فقط فحش بار او کردم ،
ناسزاها نثار او کردم،
پیش اهل محل به او گفتم :
به تو هم می شود که گفت آدم؟
بچه در راهه ، پس کجاهایی؟
خواستگاری چرا نمی آیی؟
تا که اوس اصغر این سخن بشنید،
کُل فکش به سمت چپ پیچید،
کله اش روی شانه اش ول شد،
سکته اش مثل این که کامل شد

28 Feb 2011

امام موسی صدر به ایران می رود


سرانجام معمر القذافی رفت. امام موسی صدر بعد از سی و چند سال که از همه چیز بی خبر بوده، به ایران برگشت. در فرودگاه روسای سه قوه، به استقبال او رفتند و گروهی از اعضای خانواده اش از جمله صادق طباطبایی، حسن خمینی، علی اشراقی، زهرا اشراقی منتظرش شدند و صدها حزب اللهی که شعار لبنان پیروز است، اسرائیل نابود است، می دادند، اجتماع کردند. بعد از پایان مراسم استقبال، امام موسی صدر که قرار بود، توسط نماینده رهبری به دیدار او برود، به حسن خمینی گفت قبل از هر چیز می خواهد با خانواده اش دیدار کند و به دیدن دوستانش برود.
حسن خمینی: حاج آقا موسی! دلت می خواد کی رو ببینی؟
موسی صدر: حاج آقا بهشتی، دلم براش تنگ شده.
حسن خمینی: خدا بیامرزدش، ایشون در انفجار منافقین کشته شد.
موسی صدر: عجب! پس بریم به پسرش و خانمش تسلیت بگیم.
حسن خمینی: پسرش تازه از زندان آزاد شده و ممنوع الملاقاته، نمی تونیم بریم خونه شون.
موسی صدر: واسه چی؟ خب بریم پیش احمد آقا خمینی، اون دستور بده می ذارن بریم ملاقاتشون.
حسن خمینی: خدا ابوی رو رحمت کنه، بابا احمدم هم کشته شد.
موسی صدر: اونم توی انفجار منافقین کشته شد؟
حسن خمینی: نه، اون رو وزارت اطلاعات کشت.
موسی صدر: وزارت اطلاعات یعنی همون ساواک؟ یعنی ساواک هنوز قدرت داره که انقلابیون رو از بین ببره؟

22 Feb 2011

ســــــــــــــــــم

دختری ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولی هرگز نمی توانست با مادرشوهرش کنار بیاید و هر روز با هم جرو بحث می کردند.
عاقبت یک روز دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد تا سمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد!
داروساز گفت اگر سم خطرناکی به او بدهد و مادر شوهرش کشته شود، همه به او شک خواهند برد، پس معجونی به دختر داد و گفت که هر روز مقداری از آن را در غذای مادر شوهر بریزد تا سم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصیه کرد تا در این مدت با مادر شوهر مدارا کند تا کسی به او شک نکند.
دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقـداری از آن را در غـذای مادر شوهـر می ریخت و با مهربانی به او می داد

21 Feb 2011

پند الاغي


كشاورزی الاغ پیری داشت كه یك روز اتفاقی به درون یك چاه بدون آب افتاد. كشاورز هر 
چه سعی كرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد.

پس برای اینكه حیوان بیچاره زیاد زجر نكشد، كشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه 
را با خاك پر كنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود.

مردم با سطل روی سر الاغ خاك می ریختند اما الاغ هر بار خاك های روی بدنش را می 
تكاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاك زیر پایش بالا می آمد، سعی می كرد روی خاك ها 
بایستد.

روستایی ها همینطور به زنده به گور كردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور 
به بالا آمدن ادامه داد تا اینكه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از 
چاه بیرون آمد ...

حاجي‌آقا



بچه‌های حاجی به وصیت پدر عمل کرده‌اند




در كتاب حاجي‌آقا نوشته صادق هدايت (1945)، حاجي به كوچك‌ترين فرزندش درباره نحوه كسب موفقيت در ايران نصيحت مي‌كند:

توي دنيا دو طبقه مردم هستند؛ بچاپ و چاپيده؛ اگر نمي‌خواهي جزو چاپيده‌ها باشي، سعي كن كه ديگران را بچاپي ! سواد زيادي لازم نيست، آدم را ديوانه مي‌كنه و از زندگي عقب مي‌اندازه! فقط سر درس حساب و سياق دقت بكن! چهار عمل اصلي را كه ياد گرفتي، كافي است، تا بتواني حساب پول را نگه‌داري و كلاه سرت نره، فهميدي؟ حساب مهمه! بايد كاسبي ياد بگيري، با مردم طرف بشي، از من مي‌شنوي برو بند كفش تو سيني بگذار و بفروش، خيلي بهتره تا بري كتاب جامع عباسي را ياد بگيري!

17 Feb 2011

The Queen and I (would like to see)

When Nahid Persson Sarvestani, an Iranian exile, set out to make a documentary about Empress Farah Pahlavi, the wife of the Shah of Iran, she expected to encounter her opposite. As a child, Persson Sarvestani had lived in dire poverty, watching Pahlavi’s royal wedding as if it were a fairy tale. She joined the Communist faction of Khomeini’s revolution that deposed the Shah when she was a teenager, sending him and his family volleying from country to country. When Khomeini betrayed his promise for democracy, imposing even more violent measures, Persson Sarvestani was forced to flee as well. 30 years later, she needs key questions answered and goes directly to the source. Surprisingly, Empress Farah welcomes her as a fellow refugee from their beloved homeland, granting unprecedented access. Over the next year and a half, Persson Sarvestani enters the queen’s world, planning to challenge the shah’s ideology; instead, she must rethink her own




امنیت در وب یکی‌ از مطالب مهمی‌ است که هرکسی بایستی رعایت کند و همانطور که در مطالب پیشین به امنیت در فیسبوک و گوگل اشاره کردیم ، امروز هم بنا بر درخواست شما می خواهیم یک مورد دیگر از امنیت در فیسبوک را به شما آموزش دهیم.
این روش و امکانی که فیسبوک در اختیار شما قرار می دهد، باعث میشود تمام اطلاعات شما و هر ارسال و دریافتی که در فیسبوک خواهید داشت بصورت رمز شده در بیاید و اطلاعات شما مثلا وقتی‌ به دوست خود “سلام” می‌کنید در فیسبوک بصورت حروف ناخوانده و رمز شده برای آی اس پی و اینترنت در میآید اما برای دوست شما همان “سلام” نمایش خواهد شد.
برای شروع ابتدا سمت راست بالا منوی کشویی
 “Account” را باز کنید و سپس “Account Settings”
 را انتخاب کنید.

Surprise! Man proposes to girlfriend with bus ad Larger-than-life question popped during a Valentine's Day lunch date


An Ohio woman has said yes to a marriage proposal that arrived by bus.
Laura Kalamets looked out a Canton restaurant window during a Valentine's Day lunch with her boyfriend and saw a public bus with an ad on its side that read: "Laura, Will You Marry Me?" It was signed "Mark" and included in smaller letters the words "and make me the happiest man in the world."
Kalamets says she thought she'd have a heart attack.

15 Feb 2011

گلایه یک ایرانی از بازماندگان خاندان پهلوی

با درود 
گلایه یک ایرانی از بازماندگان خاندان پهلوی
نخست قبل از آغاز سخنم باید بگویم که من به عنوان یک ایرانی از محمد رضا شاه و رضا شاه برای تلاششان در سازندگی و آبادانی کشورم سپاسگزارم زیرا برای من ارزش این دو مرد نهفته در کارنامه آنهاست که زیر بنای ایران نوین را پایه نهادند ولی علیرقم تمامی خدماتی که شاه و رضا شاه به کشورم کردند از بازماندگان خاندان پهلوی به سختی گله مندم چون گویی به جز نام خانوادگی هیچ نشان نیکی از نیاکانشان به ارث نبردند.

هر گاه پیشوند شاهزاده همراه نام کسی می آید مردم انتظار رفتاری همگام با این واژه را دارند زیرا شاهزاده یعنی کسی که باید الگو رفتاری نمونه در گرامیداشت فرهنگ کشورش باشد و با این نکته گلایه ام را با رضا آغاز میکنم که بر خلاف وظیفه اش در پاسداری از فرهنگ ایرانی نکوشیده و نامهای تازی «نور - ایمان - فرح» را برای هر سه فرزندانش برگزيده‌ است.

آیا این گزینش در شأن شاهزاده ای است که از کودکی برای پادشاهی ایران آموزش دیده و پرورش شده؟ آیا هیچ سلطان یا شیخ عربی را میشناسید که برای یکایک فرزندانشان نامهای فرانسوی برگزیند؟ حداقل شاه فقید نامهای ایرانی شهناز و لیلا را بر دخترانش نهاد اما گویی رضا از بیخ عرب است! آیا شاهزاده ما از ستیز تازیان با تمدن پارسی بیخبرند که حتی نام یکی از فرزندانش را از نامهای ایرانی بر نگزیند؟ آیا این ژرف نادانی کسی را که امید به رهبری ایرانیان را دارد نمیرساند؟

11 Feb 2011

File Sharing With OS X 10.5 - Introduction to File Sharing With Your Mac



File Sharing With OS X 10.5 - Introduction to File Sharing With Your Mac




Windows XP Network Places displaying the shared Mac folders.

Microsoft product screen shot reprinted with permission from Microsoft Corporation


Setting up Leopard (OS X 10.5) to share files with a PC running Windows XP is a fairly straightforward process, but like any networking task, it's helpful to understand how the underlying process works.


Beginning with Leopard, Apple reconfigured the way Windows file sharing is set up. Instead of having separate Mac file sharing and Windows file sharing control panels, Apple placed all file sharing processes in one system preference, making it easy to set up and configure file sharing.


In ‘File Sharing With OS X 10.5 - Share Mac Files with Windows XP’ we will take you through the entire process of configuring your Mac to share files with a PC. We'll also describe some of the basic issues you may encounter along the way.
What You Will Need

A Mac running OS X 10.5 or later.


A PC running Windows XP. These instructions are for Windows XP with Service Pack 3 installed, but they should work for any version of Windows XP.


Administrative access to both the Windows XP computer and the Mac computer.


About a half hour of your time.


Oh, and some files you wish to share.

به امید آزادی


وطن از همایون شجریان


وطن
خواننده با آهنگساز : همایون شجریان

آهنگ: سعید فرجپوری
آواز: همـایون شجـریان
کلام: سیاوش کسرایی
 
دانلود کنید      اینجا
وطن! وطن! نظر فکن به من که من
به هر کجا، غریب‌وار که زیر آسمان دیگری غنوده‌ام
همیشه با تو بوده‌ام همیشه با تو بوده‌ام

اگر که حال پرسی‌ام تو نیک می‌شناسی‌ام
من از درون قصه‌ها و غصه‌ها برآمدم
چه غمگنانه سال‌ها که بال‌ها زدم به روی بحر بی‌کناره‌ات
که در خروش آمدی به جنب و جوش آمدی

به اوج رفت موج‌های تو
که یاد باد اوج‌های تو
کنون اگر ز خنجری میان کتف خسته‌ام
اگر که ایستاده‌ام و یا ز پا فتاده‌ام
برای تو، به راه تو شکسته‌ام

سپاه عشق در پی است
شرار و شور کارساز با وی است
دریچه‌های قلب باز کن
سرود شب شکاف آن ز چار سوی این جهان
کنون به گوش می‌رسد
من این سرود ناشنیده را به خون خود سروده‌ام

وطن! وطن! تو سبز جاودان بمان که من
پرنده‌ای مهاجرم که از فراز باغ باصفای تو
به دوردست مه‌گرفته پر گشوده‌ام


تست احساسات



این تست از کتاب" كوكولوژي" اثر «تاداهياكو ناگاوو» و « ايسامو سايتو» که بازي‌هاي جذاب و سرگرم‌كننده خودشناسي و روان‌شناسي را دربردارد، انتخاب شده اين كتاب توسط چكاد سرامي و شاهين دهقان ترجمه شده است.
كوكولوژي (
kokology) تركيب دو واژه كوكورو (kokoro) به معناي ذهن، روح و احساسات در زبان ژاپني و لوژي (logia) به معناي شناختن و مطالعه به زبان يوناني است.
مطالب و مباحث اين كتاب براي هر فردي در سنين مختلف جذاب خواهد بود و به همين دليل يكي از پرفروش‌ترين كتاب‌ها در دو كشور آمريكا و ژاپن بوده است.
پرنده آبی
روزی پرنده ای آبی رنگ ناگهان از پنجره وارد اتاق شما میشود و در آنجا به دام می افتد.
چیزی در این پرنده شما را به خود جذب میکند و تصمیم میگیرید آن را نگه دارید.
اما روز بعد در عین شگفتی متوجه میشید رنگ پرنده از آبی به زرد تغییر کرده است.
این پرنده استثنایی دوباره تغییر رنگ می دهد و در صبح روز سوم به رنگ قرمز روشن در می آید و در روز چهارم سیاه رنگ است.

سوال؟

اکنون روز پنجم است، وقتی از خواب برمی خیزید این پرنده چه رنگی است؟
1. پرنده تغییر رنگ نمی دهد و سیاه باقی می ماند.
2. پرنده به رنگ آبی که در ابتدا داشت باز میگردد.
3. پرنده سفید می شود.
4. پرنده طلایی می شود.

جواب ها باید در همین 4 جواب بالا جستجو بشه و رنگ های دیگه مثل سبز ، بنفش ، زرد و بی رنگ مد نظر نیست.

خوب فکر کنید، هر وقت به نتیجه رسیدید پایین این ایمیل رو بخونید
با توجه به توضیحات بالا باید متوجه شده باشید که به هیچ وجه سرکاری نیست.
پس با احساس خودتون جواب بدید و بعد جواب رو ببینید!

فرشی شگفت انگیز از گل ؛ نه با تار و پود

 

اگر عاشق گل و گیاه هستید مسلما عاشق این فرش گل هم می شوید که همه ساله در بروکسل پهن میشود. تاریخچه ابتکار این فرش زیبا که در محیطی بزرگ در مقابل ساختمان شهرداری و در میدان اصلی بروکسل جایگاه سنت دوسالانه اش شده، به سال 1971 بر می گردد که در حال حاضر به یکی از جاذبه های توریستی بروکسل، پایتخت بلژیک تبدیل شده است.

امسال نیز در اکتبر 2010 این فرش گسترده شد که صدها باغبان باتجربه و علاقه مند 700.000 گل زیبا برنگ های صورتی، قرمز، زرد و ... را در گلفرش بروکسل استفاده کردند. گفتنی است هزینه این مجموعه ی پوشیده از گل 3 میلیون یورو برآورد شده است.





4 Feb 2011

عاشق بودن هنر است


ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش
بر در دل روز و شب منتظر یار باش
دلبر تو جاودان بر در دل حاضر است
روزن دل برگشا حاضر و هشيار باش
نيست کس آگه که يار کی بنمايد جمال
ليک تو باری به نقد ساخته ی کار باش
لشگر خواب آورند بر دل و جانت شکست
شب همه شب همدم ديده ی بيدار باش
گر دل و جان تو را در بقا آرزوست
دم مزن و در فنا همدم عطار باش


Ten Simple Guidelines for Choosing the Perfect CMS


 

1. The CMS you choose should be really good at whatever the main function of your website is.
What do you want your website to do? Is it going to be primarily a static website, like an online brochure? Or is it going to be a fully-functioning ecommerce site? Or maybe it’s going to be really media-heavy with tons of videos, photos, and audio files. Or is a blog going to be the primary focus?
Whatever your site’s primary function is going to be, you need to define it and then find a CMS that does that particular thing really, really well. If blogging is the main focus of the site, then use a blog platform. If images and video are the main focus, then you need to find a CMS that either has great support for media built-in or has great plugins for enabling those functions. If your site is going to focus on an online store, then the platform you choose needs to be able to seamlessly integrate that online store without a ton of extra work.

1 Feb 2011

جواب هاي عجيب الخلقه


گاها در معلمي اتفاق هاي مي افتد كه در ديگر مشاغل به ندرت يافت ميشود و اين خود باعث متنوع شدن روزهاي كاري مي باشد در حالي كه كارهاي ديگر بخصوص مشاغل كارمندي كاملا يكنواخت و بي روح و تكرار وار هست.


يكي از اين اتفاق ها جواب هاي عجيب الخلقه دانش آموزان در برگه امتحاني مي باشد كه گاهي آدم به خودش ميگه بقول فيلم مارمولك نمي دونم اينها رو از كجاشون در ميارن براي مثال و تفريح چند نمونه كه براي خودم موقع تصحيح برگه پيش آمده يا همكاران ديگر براي شما نقل ميكنم:


 وقتي سر آهني شيشه مربا باز نمي شود چكار بايد كرد؟ (ج: طبق قانون انبساط كه در كتاب هم هست بايد مي نوشت زير آب گرم بگيرم)

31 Jan 2011

از طریق جی‌میل به پروفایل فیس‌بوک خود دسترسی پیدا کنید

 


جی‌میل دارای یک خصیصه فوق‌العاده  Labمی باشد که امکان اضافه کردن ابزار iGoogle یا هر ابزاری را بوسیله تکنولوژی سوم شخص در صندوق نامه های ورودی جی میل شما می دهد . این کار به شما اجازه می دهد که هرگونه خصیصه یا کاربردی رامانند Google Docs ، Twitter ، sticky notes ، در حساب کاربری جی‌میل خود لیست و اضافه کنید . چنین ابزاری برای فیس‌بوک توسط iBuno  ایجاد شده است .
http://hosting.gmodules.com/ig/gadgets/file/104971404861070329537/facebook.xml

  1. وارد حساب کاربری جی‌میل خود شوید و بر رو روی لینک “settings”  در گوشه بالا سمت راست کلیک کنید .
  2. بر روی “Labs” کلیک کنید ، گزینه “Add any gadget by URL” را پیدا کنید . این گزینه را فعال کنید و تغییرات را ذخیره کنید .
  3. دوباره به “Settings” باز گردید در آنجا شما “Gadgets” را پیدا خواهید کرد . روی آن کلیک کنید .
  4. در قسمت Add URL ، URL زیر را کپی کنید .
http://hosting.gmodules.com/ig/gadgets/file/104971404861070329537/facebook.xml
و روی Add کلیک کنید .
۵٫ گزینه جدید “Facebook” در زیر “Chat” در سایدبار سمت چپ حساب کاربری جی‌میلتان ظاهر خواهد شد . بر روی لینک “expand” کلیک کنید تا واسط فیس‌بوک باز شود .
۶٫ بوسیله واسط فیس بوک وارد حساب کاربری فیس‌بوک خود شوید و برای دسترسی ابزار جی‌میل به پروفایل فیس‌بوک خودتان ، بر روی گزینه “Allow” کلیک کنید .
۷٫ الان شما می توانید از طریق جی‌میل به پروفایل فیس‌بوکتان دسترسی پیدا کرده، وضعیت کاربری خود را بروزرسانی کرده و همچنین بروزرسانی‌های جدید را پست کنید .

منبع: instantfundas

30 Jan 2011

Fragile

If blood will flow when fresh and steel are one
Drying in the color of the evening sun
Tomorrow's rain will wash the stains away
But something in our minds will always stay

27 Jan 2011

No comment


25 Surprising Things That Google Knows About You


Google is the go-to provider of many things online-search, email, maps,
and more. But have you ever stopped to consider all of the information
you’re sharing with Google?


26 Jan 2011

آنچه فرزندانمان بايد بدانند :




آیا میدانید : حذف بخش هخامنش از کتاب درسی تاریخ به تصویب رسید؟

آیا میدانید : فرزندان ما دیگر حتی اسم کوروش کبیر را نمیشناسند؟

آیا میدانید : 29 اکتبر روز جهانی کوروش کبیر است و این روز فقط در تقویم ایران نیست؟

آیا میدانید : چند سال دیگر ، با نابودی کامل تخت جمشید باید سپاسگذار کشورهایی چون فرانسه باشیم که چندی از تخت جمشید را در موزه های خود حفظ کردند.

آیا میدانید: اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت ۴۰سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد.

20 Jan 2011

How to succeed ( چگونه موفق شویم)


PLAN while others are playing
(برنامه ریزی کن وقتی که دیگران مشغول بازی کردنند)

STUDY while others are sleeping
(مطالعه کن وقتی که دیگران در خوابند)

DECIDE while others are delaying
(تصمیم بگیر وقتی که دیگران مرددند)

PREPARE while others are daydreaming
(خود را آماده کن وقتی که دیگران درخیال پردازیند)

BEGIN while others are procrastinating
(شروع کن وقتی که دیگران در حال تعللند)

WORK while others are wishing
(کار کن وقتی که دیگران در حال آرزو کردنند)


SAVE while others are wasting
(صرفه جویی کن وقتی که دیگران در حال تلف کردنند)
 
LISTEN while others are talking
(گوش کن وقتی که دیگران در حال صحبت کردنند)

SMILE while others are frowning
(لبخند بزن وقتی که دیگران خشمگیند)


PERSIST while others are quitting
(پافشاری کن وقتی که دیگران در حال رها کردنند)

شکار میمون


در جائی خواندم که: بومیان آمازون روش جالبی برای شکار میمون دارند بدینصورت که نارگیل را از دو طرف سوراخ می کنند، یک طرف کوچک تر در حدی که بتوانند یک طناب را از آن عبور دهند و یک طرف کمی درشت تر در حدی که دست یک میمون به زور از آن رد شود. از طرف کوچک تر طنابی که انتهایش را گره زده اند رد می کنند و بعد طناب را به تنه درخت می بندند . سپس توی نارگیل خالی شده چند تا سنگریزه می اندازند و چند بار تکانش می دهند تا صدایش خوب در جنگل بپیچد ... تله آماده است.

میمون ها که شهوت کنجکاوی دیوانه شان کرده تا ببینند این چیست که این جوری صدا می دهد، می آیند و دستشان را می کنند توی نارگیل و سنگریزه ها را توی مشتشان می گیرند تا بیرونشان بیاورند، اما مشت بسته شان از سوراخ رد نمی شود. میمون ها اگر فقط مشتشان را باز کنند و از سنگریزه های بی ارزش دل بکنند، آزاد می شوند ولی به هیچ قیمتی حاضر نیستند چیزی را که بدست آورده اند از دست بدهند. آن قدر تقلا می کنند و خودشان را به زمین و آسمان می زنند که فردا وقتی صیاد می آید بدن های بی حالشان را به راحتی جمع می کند و توی قفس می اندازد.

19 Jan 2011

قهوه ی تلخ برای هموطنان خارج از کشور

دانلود قسمت های 34 و 35 و 36 قهوه ی تلخ برای هموطنان خارج از کشور




بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب

این سریال برای دوستانی قرار میگیره که نمی تونن بخرن . مخصوصا هموطنان خارج از ایران

دانلود کردن یا نکردن این سریال توسط دوستانی که می تونن بخرن به من هیچ ربطی نداره و این بر می گرده به فرهنگ و نوع تفکر هر شخص

با تشکر از مسعود عزیز بخاطر لینک ها
DVD Quality = با کیفیت دی وی دی


  


‏دانلود فیلم های روز دنیا