| ديشب تو کجا بودي من خواب تو را ديدم بين همه ي گل ها از شاخه تو را چيدم اون شاخه گل نازو بوييدم و بوسيدم اون شاخه گل نازو بوييدم و بوسيدم تو شام روياي من اميد فردا شدي تو خواب شيرين من شريک غمهام شدي ستاره ي بخت من،فروغ چشمام شدي يه قصه ي آشنا براي لبهام شدي من خار مغيلانم ،تو شاخه گل افشون من برکه ي خشکيده،تو زمزمه ي بارون وقتي که به روي من دزدانه نظر کردي ديدم ز کنار من مستانه گذر کردي چون سايه ي من با من از روز ازل بودي من شعر و غزل خواندم،تو شعر و غزل بودي |
No comments:
Post a Comment