21 May 2011

ای دل شکایت​ها مکن




ای دل شکایت​ها مکن تا نشنود دلدار من

ای دل نمی​ترسی مگر از یار بی​زنهار من

ای دل مرو در خون من در اشک چون جیحون من

نشنیده​ای شب تا سحر آن ناله​های زار من

گفتم امانم ده به جان خواهم که باشی این زمان

تو سرده و من سرگران ای ساقی خمار من

گفتم منم در دام تو چون گم شوم بی​جام تو

بفروش یک جامم به جان وانگه ببین بازار من


No comments: