10 May 2011

«مهم‌ترين بخش»


در گذشته مادرم مكرراً از من مي‌پرسيد چه قسمتي از بدن مهم است؟ در آن سال‌ها حدس‌هايي مي‌زدم و فكر مي‌كردم درست است.
وقتي جوان بودم فكر مي‌كردم شنوايي براي انسان مهم است، در نتيجه به مادرم گفتم: «مادر گوش‌ها مهم هستند». او جواب داد: «نه، چندان مهم نيستند، چون خيلي از مردم كر هستند. ولي به فكر كردنت ادامه بده چرا كه اين سؤال را دوباره از تو خواهم كرد».
چند سالي گذشت و دوباره از من سؤال كرد. همانند گذشته، سعي كردم جواب درستي بدهم. به اين دليل به او گفتم: «مادر، بينايي براي همه مهم است، پس چشم‌هاي ما مهم‌ترين عضو بدنند». او نگاهي به من كرد و گفت: «يادگيري تو سريع است، ولي جواب اين سؤال اين نيست، زيرا كه بسياري از مردم كورند».
از اين سؤال گيج شده بودم. به تحصيلاتم ادامه دادم. مادم هر از چند سال دوباره سؤالش را تكرار مي‌كرد، ولي 
هميشه جوابش اين بود: «نه، ولي پسرم، هر سال باهوش‌تر مي‌شوي».
تا اينكه سال پيش، پدربزرگم فوت كرد. همه ناراحت و گريان بوديم، حتي پدرم. وقتي نوبت آخرين خداحافظي ما از
 پدربزرگم رسيد، مادرم به من نگاه كرد و پرسيد: «عزيزم، مي‌داني مهم‌ترين عضو بدن كدام است؟»
وقتي در آن موقع اين سؤال را شنيدم، شوكه شدم. هميشه فكر مي‌كردم اين سؤال نوعي بازي و سرگرمي بين من و مادر است. ابهام را در چهره‌ام ديد و گفت: «اين سؤال خيلي مهم است و اكنون فكر مي‌كنم در زندگي به اندازه‌ي كافي تجربه كسب كرده‌اي. هر قسمتي از بدن را كه در گذشته مثال زدي، من در جواب با مثال‌هايي ثابت كردم كه غلط است. اما امروز روزي است كه اين درس مهم را ياد بگيري.
او طوري به من نگاه كرد كه فقط مادرها مي‌توانند به آن شيوه بنگرند. چشمانش را ديدم كه پر از اشك بود. گفت: «عزيزم مهم‌ترين عضو بدن شانه‌ها هستند».
پرسيدم: «آيا به اين دليل كه سرِ ما روي آن بند است؟» جواب داد: «نه، به اين دليل كه مي‌تواند به هنگام گريه، سر دوست يا كسي را كه دوست داريم، نگه دارد. همه گاهي به هنگام گريه در زندگي نياز به شانه‌اي دارند. فقط اميدوارم به اندازه‌ي كافي دوستاني داشته باشي كه به هنگام نياز از شانه‌هايشان استفاده كني».
از آن موقع به بعد متوجه شدم كه مهم‌ترين عضو بدن قسمت بي‌عاطفه و بي‌خاصيت بدن نيست، بلكه عضوي است كه با درد و ناراحتي ديگران همدردي مي‌كند.
(از کتاب پیامهائی از ملکوت-در دست چاپ)

No comments: