پيروزي يعني مداومت« مداومت، آن کیفیت مهمي است که پیروزیتان را تضمین میکند ».
در سال 1895 آمریکا گرفتار یک کسادی وحشتناک بود. مردی که در « میدوست » زندگی میکرد، در جریان این بحران هتلش را از دست داد. او تصمیم گرفت کتابی بنویسد و به دیگران انگیزه و الهام بدهد تا به رغم دشواری که مردم با آن روبهرو بودند، تلاش خود را ادامه بدهند.اسم او « اوریسون سوئت ماردن » بود. او اتاقی برای خود اجاره کرد و یک سال تمام شبانه روز به کار نوشتن این کتاب پرداخت. اسم کتاب را « حرکت به جلو » انتخاب کرد. شبی سرانجام آخرین صفحه کتابش را به انتها برد و خسته و گرسنه به خیابان رفت تا در یک کافه کوچک غذایی بخورد. در حالی که در حال صرف غذا بود، اتاقش آتش گرفت و کتابش که بالغ بر هشتصد صفحه بود در آتش سوخت.با این حال او با تکیه بر منابع درونی خود یک سال دیگر وقت صرف کرد و کتاب را از نو نوشت. وقتی نوشتن کتاب تمام شد آن را به نزد ناشران متعددی برد، اما به نظر میرسید در شرایطی که کشور در بحران کسادی به سر میبرد کسی علاقهای به چاپ کتاب الهامبخش نداشت. او به شیکاگو رفت و شغل دیگری اختیار کرد. یکی از روزها با یکی از دوستانش درباره این دست نوشته حرف زد. دوستش برحسب اتفاق ناشری را سراغ داشت. کتاب حرکت به جلو سرانجام به چاپ و به مقام پرفروشترین کتاب کشور رسید.کتاب حرکت به جلو به گفتة بازرگانان و سیاستمداران برجسته در آمریکا، کتابی بود که کشور را به قرن بیستم آورد. این کتاب روی تصمیمگیرندگان در سراسر کشور تأثیر فراوان گذاشت. اشخاصی مانند هنری فورد و توماس ادیسون، هاروی فایر استون و جِی. پی مورگان این کتاب را خواندهاند و از آن الهام گرفتند.اوریسون سوئت مارون در کتابش میگوید: « موفقیت دو لازمة اساسی دارد. یکی دستیابی به موفقیت و دیگری حفظ آن است. کسی که قدرتش را به رسمیت بشناسد شکست را تجربه نخواهد کرد. کسی که تلاش بکند و ارادهای تسخیرناپذیر داشته باشد گرفتار شکست نمیشود. کسی که پس از هر بار زمین خوردن از جای خود برمیخیزد، کسی که مانند یک توپ لاستیکی به زمین بازگردد، کسی که وقتی همه تسلیم شوند او مداومت به خرج دهد، کسی که وقتی همه باز میگردند او به جلو حرکت کند، شکست را تجربه نمیکند.
بزرگترین دارایی شما این است که بتوانید بیش از دیگران مقاومت کنید.-از کتاب حکایت انکه قورباغه اش را قورت داد-
« مداومت، آن کیفیت مهمي است
که پیروزیتان را تضمین میکند ».
در سال 1895 آمریکا گرفتار یک کسادی وحشتناک بود. مردی که در « میدوست » زندگی میکرد، در جریان این بحران هتلش را از دست داد. او تصمیم گرفت کتابی بنویسد و به دیگران انگیزه و الهام بدهد تا به رغم دشواری که مردم با آن روبهرو بودند، تلاش خود را ادامه بدهند.
اسم او « اوریسون سوئت ماردن » بود. او اتاقی برای خود اجاره کرد و یک سال تمام شبانه روز به کار نوشتن این کتاب پرداخت. اسم کتاب را « حرکت به جلو » انتخاب کرد. شبی سرانجام آخرین صفحه کتابش را به انتها برد و خسته و گرسنه به خیابان رفت تا در یک کافه کوچک غذایی بخورد. در حالی که در حال صرف غذا بود، اتاقش آتش گرفت و کتابش که بالغ بر هشتصد صفحه بود در آتش سوخت.
با این حال او با تکیه بر منابع درونی خود یک سال دیگر وقت صرف کرد و کتاب را از نو نوشت. وقتی نوشتن کتاب تمام شد آن را به نزد ناشران متعددی برد، اما به نظر میرسید در شرایطی که کشور در بحران کسادی به سر میبرد کسی علاقهای به چاپ کتاب الهامبخش نداشت. او به شیکاگو رفت و شغل دیگری اختیار کرد. یکی از روزها با یکی از دوستانش درباره این دست نوشته حرف زد. دوستش برحسب اتفاق ناشری را سراغ داشت. کتاب حرکت به جلو سرانجام به چاپ و به مقام پرفروشترین کتاب کشور رسید.
کتاب حرکت به جلو به گفتة بازرگانان و سیاستمداران برجسته در آمریکا، کتابی بود که کشور را به قرن بیستم آورد. این کتاب روی تصمیمگیرندگان در سراسر کشور تأثیر فراوان گذاشت. اشخاصی مانند هنری فورد و توماس ادیسون، هاروی فایر استون و جِی. پی مورگان این کتاب را خواندهاند و از آن الهام گرفتند.
اوریسون سوئت مارون در کتابش میگوید: « موفقیت دو لازمة اساسی دارد. یکی دستیابی به موفقیت و دیگری حفظ آن است. کسی که قدرتش را به رسمیت بشناسد شکست را تجربه نخواهد کرد. کسی که تلاش بکند و ارادهای تسخیرناپذیر داشته باشد گرفتار شکست نمیشود. کسی که پس از هر بار زمین خوردن از جای خود برمیخیزد، کسی که مانند یک توپ لاستیکی به زمین بازگردد، کسی که وقتی همه تسلیم شوند او مداومت به خرج دهد، کسی که وقتی همه باز میگردند او به جلو حرکت کند، شکست را تجربه نمیکند.
بزرگترین دارایی شما این است که بتوانید بیش از دیگران مقاومت کنید.
-از کتاب حکایت انکه قورباغه اش را قورت داد-

No comments:
Post a Comment